تبلیغات
منتظران ظهور
11:03 ق.ظ
71
در مورد رجعت،‌ با دید روایی، عقلی و اعتقادی توضیح دهید؟


رجـعـت در لـغـت عـرب به معناى بازگشت است؛ و در اصطلاح، بر بازگشت گروهى از انـسـانـها پس از مرگ و پیش از روز رستاخیز اطلاق مى شود كه همزمان با نهضت جهانى حضرت مهدى موعود (علیه السلام) صورت مى گیرد.

از دیدگاه اسلام و آیین هاى دیگر الهى، جوهره انسان را روح مجرد وى تشكیل مى دهد، كه از آن بـه "نـفـس" نـیـز تـعبیر مى شود. نفس بعد از فناى بدن باقى مى ماند و به حیات جاودانه خود ادامه مى دهد.

از سـوى دیگر پروردگار بزرگ، از نظر قرآن، قادر مطلق است، و هیچ مانعى توانایى او را محدود نمى سازد.

بـا ایـن دو مـقدمه كوتاه، روشن مى گردد كه مساله رجعت، از دیدگاه عقل، امرى است ممكن؛ زیـرا بـا انـدك تـامـلـى معلوم مى شود كه بازگرداندن این گروه از انسانها، به مراتب از آفرینش نخستین آنان، سهل تر است. بـنـابـراین پروردگارى كه در وهله اول آنان را آفریده است، بى تردید بر بازگرداندن مجدد آنان توانایى دارد. بر اساس منطق وحى، نمونه هایى از رجعت را در امتهاى پیشین نیز مى توان یافت.

قـرآن مـجـیـد در ایـن زمـیـنه مى فرماید: «واذ قلتم یا موسى لن نؤمن لك حتى نرى اللّه جهرة فاخذتكم الصاعقة و انتم تنظرون ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون. یعنی آنـگـاه كـه گفتید اى موسى ما هرگز به تو ایمان نمى آوریم تا آن كه خداوند بزرگ را آشكار ببینیم، پس صاعقه شما را دربرگرفت، در حالى كه نگاه مى كردید. سپس شما را پس از مرگتان برانگیختیم، باشد كه سپاسگزارى نمایید. (بـقـره/55 و56) 

و در جاى دیگر از زبان عیسى مسیح مى فرماید: «وأحى الموتى باذن اللّه» یعنی مردگان را به اذن خداى بزرگ زنده مى گردانم. (آل عمران/49) 

قرآن كریم نه تنها بر امكان رجعت صحه مى گذارد كه وقوع و تحقق بازگشت جمعى از انسانها را، پـس از آن كـه از جـهـان رخـت بربستند، تایید مى كند.

قرآن در دو آیه ذیل به بازگرداندن گروهى از مردم پس از مرگ و پیش از برپایى قیامت، اشاره مى كند.

«وإذا وقـع القول علیهم أخرجنا لهم دابة من الارض تكلمهم إن الناس كانوا بایاتنا لایوقنون و یوم نحشر من كل امة فوجا ممن یكذب بایاتنا فهم یوزعون» یعنی چـون سـخن خدا بر آنان واقع شود، موجودى را از بین آنان بیرون مى آوریم كه با مردم در باره این كه گفتار ما را باور نداشتند، سخن گوید. و آن روز كـه از مـیـان هـر امـت, جـمـعـى از تـكذیب كنندگان آیات ما را برانگیزیم، پس آنان بازداشته خواهند شد. (نمل :82 و 83) 

بـراى زمـیـنـه سازى استدلال به این دو آیه شریفه بر مساله رجعت پیش از روز رستاخیز، شایسته اسـت نـكـات یـاد شـده در زیر مورد توجه قرار گیرد:

1ـ مفسران اسلامى برآنند كه این دو آیه پیرامون جریانات پیش از قیامت و نشانه هاى آن سخن مى گوید؛ چـنـانكه جلال الدین سیوطى در تفسیر الدرالمنثور از "ابن ابى شیبة" و او از "حذیفة" نقل مى كند كه خروج دابه از حوادث پیش از قیامت است. (الدرالمنثور، ج5، ص177) 

2ـ تـردیدى نیست كه در روز رستاخیز، همه انسانها محشور مى گردند، نه یك گروه معین از میان هر امت. قرآن در مورد عمومیت و فراگیر بودن حشر انسانها چنین مى فرماید: «ذلك یوم مجموع له الناس» یعنی آن روزى است كه همه مردم، گرد آورده مى شوند.(هود/103) 

و در جـاى دیـگـر مـى فرماید: «ویوم نسیر الجبال و ترى الارض بارزة و حشرناهم فلم نغادر مـنـهم احدا» یعنی روزى كه كوهها را به حركت درآوردیم و زمین را آشكار ببینى و همه آنان را گردآورى نموده و هیچ كس را فرو گذار ننماییم.(كـهـف/47)

بـنـابـراین، در روز قیامت همه افراد بشر برانگیخته مى شوند و این امر به جمع معینى اختصاص ندارد.

3ـ آیـه دوم از دو آیـه مـذكـور، بـه بـرانگیخته شدن گروه خاص و جمع معینى از امتها تصریح مى نماید، نه همه انسانها؛ زیرا این آیه شریفه مى فرماید: «ویوم نحشر من كل أمة فوجا ممن یكذب بایاتنا» یعنی آن روز كه از میان هر امت گروهى از تكذیب كنندگان آیات خود را برخواهیم انگیخت ـ گروهی از تكذیب كنندگان و نه همه انسانها و یا حتی همه تكذیب كنندگان.

نـتـیـجـه: از ایـن سـه مقدمه كوتاه، به خوبى روشن مى گردد كه برانگیختن گروه خاصى از انـسانهاى تكذیب كننده آیات الهى، كه از آیه دوم استفاده مى شود، حادثه اى است كه پیش از برپا شدن قیامت روى خواهد داد. زیـرا حـشـر انـسانها در روز رستاخیز، شامل همه افراد بشر مى گردد و به گروه خاصى محدود نمى شود.

بـا ایـن بیان، روشنى گفتار ما مبنى بر بازگشت گروهى از انسانها پس از مرگ و پیش از برپایى رستاخیز، به ثبوت مى رسد، و این پدیده همان رجعت است.

بـر همیـن اسـاس، اهل بیت پیامبر(علیه و علیهم السلام) كه قرین قرآن و مفسران وحى الهى هستند، به روشنگرى در این زمـیـنـه بـرخـاسـتـند و ما براى رعایت اختصار، به دو روایت از آنان اكتفا مى كنیم: 

امام صادق (ع) مى فرماید: «ایام اللّه ثلاثة: یوم القائم علیه السلام، و یوم الكرة و یوم القیامة» یعنی ایام الهى سه روز هستند: روز قیام حضرت مهدى(ع)، روز رجعت و روزرستاخیز.

و در جاى دیگر مى فرماید: «لیس منا من لم یؤمن بكرتنا» یعنی كسى كه بازگشت مجدد ما را به دنیا نپذیرد از ما نیست.

شـایـسـتـه اسـت در اینجا به دو نكته مهم اشاره كنیم: 

1ـ فلسفه رجعت: با اندیشه در انگیزه هاى رجـعـت، به دو هدف بلند از اهداف این پدیده برمی خوریم. یكى نشان دادن جلال و شكوه واقـعـى اسـلام و سـرافـكندگى كفر، و دیگرى دادن پاداش به انسانهاى با ایمان و نیكوكار و كیفر نمودن كافران و ستمگران.

2ـ تـفـاوت بارز رجعت با تناسخ: تذكر این نكته لازم است كه مساله رجعت از دیدگاه شیعه هرگز مـسـتـلـزم اعتقاد به تناسخ ‌نیست. زیرا نظریه تناسخ بر انكار رستاخیز مبتنى است و جهان را در گردش دائمی مى داند كه هر دوره اى تكرار دوره پیش از آن است.

بـر اسـاس این نظریه، روح هر انسانى پس از مرگ، بار دیگر به دنیا باز مى گردد و به بدن دیگرى منتقل مى شود. پـس اگـر روح در زمـان گـذشته از نیكوكاران بوده، در بدنى قرار مى گیرد كه دوران بعد را با خـوشـى مى گذراند و اگر از بدكاران بوده، به بدنى منتقل مى شود كه دوران بعد را با سختى ها سپرى خواهد كرد؛ و ایـن بـازگشت در حكم رستاخیز او است. این در حالی است كه معتقدان به رجعت، به پیروى از شریعت اسلام، به قیامت و معاد ایمان دارند؛ بلكه بعضی از حكماء اسلامی انتقال یك روح جدا شده از بدن را به بدن دیگر محال مى دانند.

قائلین به رجعت تـنـهـا بـر آنـنـد كه گروهى از انسانها، پیش از قیامت به این جهان باز مى گردند و پس از بـرآورده شـدن حـكـمتها و مصالح آن، بار دیگر به سراى جاودانى مى شتابند تا در روز رستاخیز، هـمـراه بـا دیـگـر انـسانها برانگیخته شوند؛ و هرگز یك روح، پس از جدا شدن از بدن، به بدین دیگرى منتقل نمى گردد.

برای مطالعه در این باره رجوع كنید به: 

1ـ كتاب "شیعه پاسخ مى دهد".

2- "رجعت یا دولت كریمه اهل البیت(ع)" استاد شیرازی.

3- تفسیر نمونه، ج15، ص555، آیت الله مكارم شیرازی، در آدرس اینترنتی: http://www.makaremshirazi.org/books/persian/tafsir/j15/tna15027.htm#link281. 

""در صورت وجود پرسشی ما را مطلع نمایید.""